در بحبوحه انقلاب ۱۳۵۷ جزوه ای ۱۳۳ (نیم) صفحه ای منتشر شد که همه نیروهای مطرح سیاسی روز بر محتویات آن (گاها) به دلایل سیاسی صحه گذاشتند. این جزوه کوچک حتی خمینی را هم بر آن داشت که جهت خلع سلاح چپ ها از شعارهای ضد امپریالیستی مد روز تفکرات حاکم بر آن را به اجرا گذاشته و از تعهدات پیشین خود در پاریس به آمریکایی هایی که برای دیدار او به پاریس رفته بودند عدول کند

اینکه نویسنده کتاب که بود و چه منظور و تفکری داشت برای هدف این صفحه مهم نیست. گویا شهرام آرام که مسئول اول مجاهدین مارکسیست شده  بود آن را نوشته بوده. شاید مهمتر اینکه نه تنها فرقه رجوی که کتاب به اسم آنها چاپ شده بود  …بلکه حتی دیگران نیز  با آن را هرگز نقد و برخوردی جدی نکردند …حتی مخالفین سیاسی و عقیدتی…  با توجه به تحصیلات تجربه و سن نویسنده. هر که بوده میتوان تاملی در اطلاعات وی داشت که چقدر از مناسبات درونی سیاست های داخلی آمریکا که منجر به ظهور جیمی کارتر شده بود میتوانست مطلع بوده باشد   .تنها توجهی به اینکه در چه زمانی چه حرفی میزنیم و عواقب و نتایج آن به کجا ها خواهد کشید

حرفی که زده شد و یا مهمتر ایده ای که به مقام نوشتار نائل آمد چه کسی و به چه منظوری از آن استفاده کند دیگر در اختیار و کنترل ما نخواهد بود

انتخاب سی و نهمین رئیس جمهور آمریکا حاصل اعتراض به جنگ طلبان جمهوری خواه پیش از او و فساد ناشی از جنگ (ویتنام) و پیروزی بر لابیگری اسلحه فروشان آمریکایی بود. اعتقاد به مسیحیت بر پایه هایی از روابطی اقتصادی که مبتنی بر حقوق بشر باشد و نه فروش اسلحه

وی دوست و حامی شاه بود و تنها چند ماه پیش از تن دادن به تغییر در ایران شاه را مظهر ثبات و ایران را جزیره ثبات منطقه خوانده بود

حامیان شاه و طرفداران تئوری توطئه هم اکنون نیز به مفاهیم مندرج در همین  جزوه استناد میکنند هنگامی که سیاست حقوق بشر وی را دروغین خوانده و وی را منشا و منبع اصلی انقلاب در ایران میدانند