پیشگفتار

این پست اینترنتی شماره ۴ از یک سری و در ادامه  “هر چه سنگه پای لنگه ۱- .. زمامداری کارتر و حقوق بشر” و “هرچه سنگه پای لنگه- ۲ بختیار و کمک خارجی” و “هرچه سنگه پای لنگه ۳ شجاع الدین شفا” تنظیم شده است

 هدف ترور شخصیت کسی نیست بلکه ایجاد روشنایی در مجموعه شرایط حاکم برتلوزیونهای لوس آنجلسی است که بنظر نگارنده جوغالب فضای مجازی پس از حاکمیت و مطبوعات آن با هژمونی قطعی این گروه برقرار است

اگرکسی بخصوص شخص مورد صحبت از آن صدمه میبیند بخاطر کردار خودش بوده ونه اغراض شخصی نویسنده. نمیشه هم ادعای پلورالیسم و مبارزه برای دمکراسی کرد و همزمان نظریه مخالف کسی را در فیسبوک توهین و قطع کرد

تازه از قدیم گفته اند “کسی که خربزه میخوره باید پای لرزش هم بنشینه” . هرکس که میخواد مشهور باشه منتظر اینگونه پست ها هم باید باشه که برای تجربه و یادگیری دیگران و پذیرش واقعیت فضای مجازی ازش استفاده بشه

ودر زمانی نوشته میشود که فریاد اعتراض هموطنان به شرایط سخت اقتصادی و اعتراض به دلیل نقش و اظهار نظر لوس آنجلس نشینان به سردی گرائیده است

چند سال پیش در یکی از مهمانی های معمول لوس آنجلسی توسط یکی از دوستان با جوان پرشوری که اجازه صحبت به کسی نمیداد آشنا شدم و چندی بعد چشمم به جمالش در تلویزیون ماهواره هم روشن شد

اگر چه هنوز هم نمیدانم که “کانون پرورش روان” باعث شد این دانشمند جوان به علیرضا میبدی معرفی بشه یا در ابتدا علیرضا میبدی او را کشف کرد و پس از او “کانون پرورش روان” اطلاعات او را در زمینه تخصصی اش(!) استفاده میکرد ولی به هر حال وی بزودی در خیلی از تلویزونهای بدون برنامه حضور داشت و از علم و عالم تعریف های جدیدی ارائه میداد

اگرچه در آغاز مسائل فیزیک “مسائلی تخصصی که به میان عوام برده میشود” شروع میشد ولی در طول گفتگوها از علل عقب افتادگی ایرانیان گرفته تا برتری علم بر خداشناسی تا نقد دیدگاه سید حسین نصر تا موجودیت روح. طبق معمول همیشه بدون حضور شخصی با نظری مخالف. گفتگوهایی بیشتر یک ساعته و گاهی دوساعته

اگرچه برنامه های کانون پرورش روان تغییر کرد و یا فطع شد ولی دکتر پروفسور ما بیدی نبود که با این بادها بلرزه

برنامه هایی بهتر و متنوع تر در تقدیر بود

تنوع مطالب مورد گفتگو هم باعث میشه در باره همه چیز با همه کس میشه گفتگویی داشت

کافیه به هدفت هرچه هست پایبند باشی

در شبکه های مجازی حضور فعالی پیدا کنی

 و حتما با شخصیت های مشهور عکس بگیری

با هر کسی که عکس بگیری عوام تو را در حد او قرار خواهند داد

اکثریت در همه گروهها و فرقه های فکری دنبال این هستند که یکی را بعنوان “ادم وارد” پیداکنند و بعد دنبالش راه بیفتند بدون اینکه خودشان تلاشی در فهم مطلب داشته باشند
هرچقدر هم که کلمات و واژه هایی که هر کسی نمیفهمد را بیشتر استفاده کنی “وارد” تری

با شهردار پاسادنا

با استفان هاوکینز

یا با حسین حجازی مدیر (سابق) یکی از رادیوهای لس آنجلس

مهم نیست که حتی نمیدونی در عصر معاصرت کسانی مثل مرحوم دکتر سحابی بوده اند که نظریات داروین را علیرغم مذهبی بودن قبول داشته و دارند…تکامل را از قرآن نتیجه میگیرند و داستانهای آدم و حوا را نرینه و مادینه ای در حد داستانهای اساطیری همه کتب تاریخی ماندگار میدانند….مهم نیست که حتی قرآن هم وقتی به بسیاری از این داستانهای عهد قدیم میرسه با صحت کامل میپرسه “آیا هرگز داستان….راشنیده ای”. مهم اینه که از هر فرصتی برای حضور  در سخنرانی ها و عکس گرفتن با آدمهای مشهور استفاده کنی

در تلویزیون های لس آنجلسی ما خیلی راحت میتوانی از پله های ترقی بالا بروی. کافیه کمی مجیزگویی به برنامه سازان را تمرین کنی و اطلاعاتی که در مورد فسادشون پیش میاد زیر سبیلی رد کنی
هیچگونه مدرک خاصی برای برنامه گذاری مورد نیاز نیست. همه میتوانند برنامه ساز و برنامه گذار باشند. زیاد هم بد نیست بشرطی که دیگران هم مطلع باشند که تخصص و تجربه هر کسی چیست

با ایرج پزشگزاد

با دکتر هلاکویی و فرامرز فروزنده

باید یک کم پر رو باشی و بتوانی در هر موردی اظهار نظر کنی

 لفظ دهن پرکن پروفسور و استاد دانشگاه نباید ما را به اشتباه بیندازد. باید دید اگر واقعا استاد دانشگاه و یا دستیار استاد هستند نمره ارزیابی اشان  چیست.

تازه از آنجا که استثنا هم همیشه وجود داره خیلی از بیسوادها هم ممکنه خیلی فهمیده تر از باسوادها باشند

نمره ارزیابی پروفسور  مورد نظر ما ۲٫۷ از ۵ یعنی  ۵۴%  در دانشگاه یو سی آی بوده  است

مسئله اینه که چگونه یک استاد دانشگاه دست دوم و سوم با نمره ای در حد ۲٫۷ از ۵ در جامعه کاری و تخصصی اش چگونه بعنوان یک نابغه و دانشمند در همه زمینه ها به ما معرفی میشه و چه جالب که یک عده هم دنبالش راه میفتند

دنباله روی کورکورانه به هیچ تفکر خاصی انحصار نداره ولی مطرح کردن موضاتی را به فال نیک گرفته که مطرح کردن موضوع هم آن را به جایگاه نقد میکشد. برای ادعای علم با توسل به هاوکینگ و داوکینز هم در همان زمان خودش- در زمان دوستی فیسبوکی یک جواب ارسال شده که هنوز بی جواب مانده. همان پستها را بصورتی مختصر شده در زیر اسم  هریک میتوانید ببینید