امسال بیش از هر سال زمان محرم و همزمان با عزاداریهای سنتی مشنویم که: ” این اسلام اصلا دین عربهاست واین آیین توحش است که ما را بیچاره کرده. همیشه عزاداری!”… وبی اطلاعی خودشان را از جهان پیرامونشان با وجود زندگی در عصر ارتباطات پنهان کرده و تغییر از درون خود را به تغییر در بیرون موکول میکنند

!اینجا ایران نیست. بلکه فیلی پین است

در عزاداری امام حسین هم نیست

عزاداری برای مصلوب شدن حضرت عیسی و یادبودی از هفت قرن قبل از فاجعه کربلاست

اینها مسلمان و یا شیعه هم نیستند. مسیحی هستند

منهم یا کس دیگری آنها را نماینده تمام مسیحیان یا فیلی پینی ها نمی دانیم و با این عکسها هم نمیخواهم کسی ویا عقیده ای را مورد حمله و شماتت قرار دهم

همه جا همه جور آدمی داره.  و با اعتقادات مختلف

و مهم اینه که در بیان و ارائه و تبلیغ نظراتشون آزاد باشن

بدون اینکه بهشون توهین بشه

!مرز های توهین را هم دیگران …و “آنها”  تعیین میکنند. نه ما

در حالیکه در اکثر کشورها یی مثل اندونزی و مالزی و مراکش و الجزایر و تونس و….۹۰ درصد جهان اسلام اصلا مسئله ای بنام عزاداری مذهبی وجود ندارد.

عزاداری برای عزیزان خانواده هم محدود است تا به آنجا که عزاداری اعتراض بحق نباشد. زیرا مرگ حق است.یک مسلمان نمینواند به حق معترض باشد.موسیقی مذهبی هم وجود دارد. اکثرا شاد. شبیه مولودی خانی مرسوم در ایران.اساسا ذکر و مناجات با موسیقی هم کاملا رواج دارد

.

ولی من خودم شخصا در نزدیکی مشتاقیه کرمان قبر درویشی را زیارت کردم که در معرفی او بر مزارش نوشته بودند:” وی به جرم خواندن آهنگین قرآن با نوای تار بدست چاقو کشان متعصب جلوی مسجد کشته شده است”.  قاتلان کم تحمل هم مثل همین دوستان ایرانی بوده ند. پر از تنفر و کینه
و دست مریزاد به همه تنفر پراکنان نا آگاه از همه فرقه ها. آنها که به دنباله روی از رهبرانی گروهی از مردم را بر علیه گروه دیگری می شورانند
چگونه است که این دوستان سوپر ایرانی ما فرهنگهای منطقه ای مشابه در فیلی پین و آمریکای لاتین را نمیبیننند؟…..مسلمانان خارج از این منطقه را هم در نظر نگرفته فرهنگ منطقه ای ما را بجای دین معرفی میکنند……آیا میتوان گفت: موج ضد مذهبی موجود و موج سواران در ایران میخواهند مسائل فرهنگی و منطقه ای و مشکلات روانی ما مثل دوست داشتن عزاداری ویا در احساس گناه زندگی کردن- دوست داشتن غم – تسلیم نبودن به تقدیر یا مشیت الهی و غیره را که در طی قرون جز لاینفک بافت فکری ما شده به پای اسلام نوشته و از موقعیت موجودفرصت طلبانه بهره برداری کند که به نتایج مطلوب خود برسند؟
 آیا این سطحی نگری ها که غالبا با ادعاهای عجیب و غریب “آگاهی دادن” انجام میشود واقعا آگاهی سازی است یا فقط ترویج فرصت طلبانه همان افکار قدیمی که همیشه وجود داشته و قطعا در آینده هم وجودخواهند داشت؟
متوجه هستند که ارتعاشات ناشی از تنفر پراکنی هایشان ممکن است سالها و قرنها بعد از آنها همچنان آشوب و گمراهی و اختلاف بیافریند؟
مگر همینها ارتجاعیون را سرزنش و انتقاد نمیکنند که چرا از جهان اینقدر ایزوله و بیخبرند؟
ومگر ماخذ تمام این عکسها و شواهد من هم همین اینترنت نیست؟
با تشکر از عکاس ناشناس و زنجیره ای از دوستان که باعث شدند این عکسها . ویدئو ها و اطلاعات به دست من و شما برسد